Sunday, March 25, 2007

روش

برای تولید نرم افزار یک روش تلفیقی باحال ساختم، که فکر میکنم بهتر جواب میده
اول از همه برای یک سیستمی که کامپوننت گراست، پیشنهاد میکننم که افرادی که در کامپوننتهای متفاوتی کار میکنند با هم هیچ جلسه ی طولانی نداشته باشند
چرا؟ چون وقتی ما جلسه می ذاریم که
1. میخواهیم یک ترکمونی رو توجیح کنیم. ولی در نرم افزار هیچ ترکمونی قابل قبول نیست چون قضیه ی خشت اول معمارست
2.میخواهیم یک قضیه ی پیچیده ای رو در استفاده از کامپوننت توضیح دهیم، که برای بحث در این رابطه می تونید به پست قبلی من بروید
3. میخواهیم از نحوه ی عملکرد درونی کامپوننتمون تعریف کنیم که این هم به گروه های دیگه مربوط نیست. وگرنه شما روی کامپوننتهای مجزا کار نمیکنید
حال با این توضیحات پس فقط افرادی که در روی یک کامپوننت کار میکنند، میتوانند با هم صحبت کنند. در اینجا میتوان مشاهده نمود که در درون کامپوننتها ممکن است که این سه اشکال طرح شده، بوقوع بپیوندد. ولی لااقل در اینترفیس کاریشان این سه اشکال وجود ندارد. واین خودش خیلی خوب است. حال اگر افراد درون کامپوننت های بزرگتر بتوانند تیم خود را به گروهای کامپوننتی کوچکتر تقسیم کنند و اینکار را طوری ادامه بدهند که هر کامپوننت را 2 تا 3 نفر پیاده سازی کنند دیگر مشکلی از نظر پیچیدگی نخواهیم داشت. در اینجا فقط یک مشکل دیگر پیش می آید. میدانید چیست؟ این موضوع پست بعدی من است.

Saturday, March 24, 2007

انواع برنامه نویس

به نظر من چهار نوع برنامه نویس وجود داره
۱. پر دانش، ساده‌نگر
۲. پر دانش ، پیچیده‌نگر
۳. کم دانش، ساده‌نگر
۴. کم دانش، پیچیده‌نگر
حال هر کدام از این گروه‌ها به درد چه کاری می‌خورد؟
گروه اول بهترین گروه هستند و باید بالاترین سطح فنی در یک شرکت را دارا باشند
گروه سوم هم باید جزء برنامه نویسان ساده باشند و زیر دست افراد گروه یک کار کنند. این گروه در هنگام کار با گروه اول احساس می‌کنند که چقدر خوب است که این‌ها هم مانند گروه اول هستند و تمام مسایل را درک می‌کنند. ولی شما بدانید که تفاوت گروه سوم و اول از زمین تا ثریاست و گروه سوم بدرد خرکاری می‌خورد
گروه چهارم رو هم باید بفرستید که سبزی‌فروشی کنند
نه، نترسید گروه دوم رو یادم نرفته. اگه می‌خواهید به همه بگویید که داری خفن‌ترین گروه کاری بودید ولی به علت کج بودن زمین، پروژه‌ی شما شکست خورده، حتما از گروه دوم استفاده کنید.


Saturday, March 3, 2007

مسئله‌ی مهم

مهم این نیست که تو در چه موقعیتی قرار داری. نمیدونم منظورم رو می‌فهمی یا نه. منظورم تنها موقعیت اجتماعی نیست. منظورم هر نوع موقعیتی ست. کاری، فکری، جسمی، روحی و هر نوع موقعیت دیگری ست
بله، اصلا اهمیت نداره که چه موقعیتی داری. بالا یا پایین اهمیت نداره. این مسئله به این معنی هم نیست که بین یک موقعیت بالا و پایین فرقی نیست و وضعیت‌های مختلف به صورت افقی قرار می‌گیرند و نه عمودی
اتفاقا بین موقعیت‌های بالا و پایین، خیلی تفاوت وجود داره
مهم این نیست که تو در چه موقعیتی قرار داری. بلکه این اهمیت داره که از موقعیتی که داری آگاه باشی و بتوانی آن را دوباره خلق کنی. برفرض،در کار، اگر شانسی مدیرهم بشوی فایده‌ای نداره. مهم اینه که تو اول باید خودت مدیر شوی تا مدیرت کنند.در آنجاست که تو به خودت تحقق بخشیده‌ای. نکته‌ی دیگه اینه که هیچگاه فراموش نکنی که هرکس دیگری هم می‌تواند درجایگاه تو قرار بگیرد، همه به یک صورت آفریده شده‌اند